خرید بک لینک
داستان واقعی ریزعلی خواجوی (دهقان فداکار)
او در سن سی ودو سالگی شب هنگام در حالی که در کنار ریل قطار حرکت می کرد، متوجّه مسدود شدن مسیر قطار به علت ریزش کوه شد. در آن هنگام برای نجات قطار و مسافران آن، کت خود را آتش زد و به سمت قطار حرکت کرد. این کار نتوانست مسئولین قطار را آگاه سازد و در نهایت با شلیک چند گلوله از تفنگ شکاری خود توانست باعث توقف قطار شود.به گفتهٔ او پس از توقّف قطار مردم ناراضی از قطار پیاده شدند و او را کتک زدند. تا اینکه او آنها را متوجه خطری که در انتظار آنها بود ساخت. پس از آنکه مسافرین با چشم خود ریزش کوه را دیدند به تشکر و عذرخواهی از او روی آوردند.

برچسب: نویسنده: نیکان زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 16:53

صفحه بندی